محمد تقي جعفري

139

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

گوش و ديدگان است و كيست كه زنده را از مرده بيرون مىآورد و مرده را از زنده بيرون مىآورد و كيست كه امر [ هستى ] را تدبير مىكند ، [ آنان در پاسخ شما خواهند گفت : الله ، به آنان بگو : [ حال كه چنين است ] چرا تقوى نمىورزيد . ) عقل سليم انسانى هم تلازم قطعى ( لازم و ملزوم بودن قطعى ) اين دو حكم بديهى را درك و به آن اصرار مىورزد : الف - نظر و تأمل و تعقل در نظم و قانون و شكوه ملكوتى هستى در دو قلمرو انسان و جهان ، منتهى به خداشناسى و اعتقاد به وجود خدا مىگردد يعنى اعتقاد به وجود خدا نتيجهء ضرورى نظر و تأمل و تعقل در نظم و قانون و شكوه ملكوتى هستى است . ب - و اعتقاد به وجود خدا منتهى به حركت و تكاپو در مسير انجام تكاليف الهى و تقوى مىگردد يعنى انجام تكاليف الهى و تقوى نتيجهء ضرورى اعتقاد به وجود خدا است . بنا بر اين در هر موردى كه ديد تلازم ميان دو قضيهء فوق وجود ندارد ، يعنى مثلا خداشناسى و اعتقاد به وجود خدا ادعا مىشود ولى عمل به تكاليف و تقوى وجود ندارد بدانيد كه قضيهء اول كه جنبهء عليت دارد مختل است ، يعنى ادعاى مزبور اساس ندارد . 9 - اگر يك انسان تقوى بورزد ، قطعى است كه خداشناس و خداپرست خواهد بود . * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِه فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا الله ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُه أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * ( 1 ) ( ما نوح [ عليه السلام ] را به قومش فرستاديم به آنان گفت : اى قوم من

--> ( 1 ) . المؤمنون آيه 23 و 32 .